توماس یانگ
خلاصه مقاله
توماس یانگ (1773-1829) یک پزشک و فیزیکدان انگلیسی بود که اصل تداخل نور را پایه گذاری کرد و نظریه موجی نور را احیا کرد. او همچنین به رمزگشایی سنگ روزتا کمک کرد و کمک قابل توجهی به درک ادراک حسی و آستیگماتیسم کرد.
#مشاهیر_نوروساینس
#توماس_یانگ
🔰 توماس یانگ (1773-1829) یک پزشک و فیزیکدان انگلیسی بود که اصل تداخل نور را پایه گذاری کرد و نظریه موجی نور را احیا کرد. او همچنین به رمزگشایی سنگ روزتا کمک کرد و کمک قابل توجهی به درک ادراک حسی و آستیگماتیسم کرد.
🔰 یانگ تداخل نور را با آزمایش دو سوراخه نشان داد و ماهیت موجی نور را ثابت کرد. او همچنین رنگ لایه های نازک را توضیح داد و پیشنهاد کرد که امواج نور عرضی هستند نه طولی.
🔰 مخالفت با نظریه نیوتن غیرقابل تصور بود، اما نظریه موجی یانگ در نهایت به لطف کار فیزیکدانان فرانسوی فرنل و آراگو در اروپا پذیرفته شد.
🔰 یانگ پیشنهاد کرد که سه مکانیسم در چشم - آبی، سبز و قرمز - برای درک رنگ کافی است. این نظریه که توسط Hermann L.F. von Helmholtz توسعه یافته است، به عنوان نظریه سه رنگ یانگ هلمهولتز شناخته می شود.
🔰 در سال 1814، یانگ علاقه شدیدی به مصر شناسی پیدا کرد و مطالعه کتیبه های روی سنگ روزتا را آغاز کرد. او با به دست آوردن نوشته های هیروگلیف بیشتر از منابع مختلف، توانست ظرف چند سال ترجمه ای بسیار دقیق و قابل توجه ارائه دهد. در نتیجه، او سهم قابل توجهی در رمزگشایی زبان مصر باستان داشت.
🔰 یانگ همچنین تحقیقاتی در مورد اندازه گیری اندازه مولکول، کشش سطحی در مایعات و کشش انجام داد. او اولین کسی بود که معنای علمی برای کلمه "انرژی" قائل شد، و معادله ریاضی نشان دهنده کشش شامل ثابتی به نام " Young's modulus " به افتخار او است.
🔺منبع
📝ارائه دهنده: دکتر محمدسینا میرجانی
📝 ادیتور: دکتر مهدی مهماندوست
🆔@NeurosurgeryAssociation
🆔@Neurosurgery_association
مقالات مرتبط
تظاهرات عصبی عفونت حاد HIV
در جمعیتهای جدید تبدیل سرمی شیوع بالایی از نوروپاتی محیطی و اختلال عملکرد شناختی در AHIV(acut hiv ) را نشان میدهد، حتی اگر این یافتهها به طور کلاسیک با عفونت مزمن HIV مرتبط باشد. آزمایشهای تشخیصی مراقبتی محدود برای AHI و تشخیص تأخیری عفونت همچنان منجر به عدم شناسایی و گزارش کم تظاهرات عصبی AHI میشود. AHI باید برای طیف وسیعی از شرایط عصبی، از فلج بل، متفاوت باشد. درمان این شرایط شامل شروع زودهنگام درمان ضد رتروویروسی (ART) و سپس درمانهای استاندارد ارائه خاص است. مننژیت آسپتیک، که عموماً با سردرد و علائم مننژی تظاهر میکند، شایعترین تظاهرات CNS AHI است که در عرض 2 هفته پس از عفونت رخ دهد. علائم اکستراپیرامیدال ظریف، مانند برادیکینزی، از شایعترین علائم مشاهده شده در معاینه عصبی طی دوازده هفته پس از عفونت HIV بود . تظاهرات سیستم عصبی محیطی HIV نیز در عفونت حاد دیده می شود. فلج مجزای عصب جمجمه ای 7 (بل) به عنوان علامت های اولیه و حتی اولین علامت مشخص با شروع متوسط 15 روز پس از تظاهرات بالینی بیماری و همیشه همراه با مننژیت آسپتیک. شایعترین علامت عصبی در 12 هفته اول عفونت HIV مشاهده شد، نوروپاتی وابسته به طول بود. فلج بل را می توان با یک دوره کوتاه کورتیکواستروئیدی و آسیکلوویر درمان کرد و AIDP با یک دوره IVIG درمان می شود. پیوند مغز استخوان (BMT) و استراتژی "شوک و کشتن" برای درمان اچ آی وی در انسان مورد مطالعه قرار گرفته است. چندین استراتژی درمانی بالقوه دیگر در حال حاضر در شرایط آزمایشگاهی در حال بررسی هستند، اگرچه آنها دور از آزمایش انسانی هستند.
ناهنجاری کیاری
کیاری مالفورماسیون مجموعه ای از اختلالات مغز خلفی ( hidbrain) است که از هرنی تونسیل مخچه از سوراخ فورامن مگنوم تا آپلازی و آژنزی مخچه متغیر میباشد.در این مجموعه از اختلالات، علایم بالینی، یافته های تصویر برداری و جنبه های تکنیکال برای فشاربرداری (decompression) مختلفی در هر نوع از کیاری وجود دارد. چندین نوع دارد. تیپ یک : پایین آمدن تونسیل مخچه از فورامن مگنوم 5 میلیمتر یا بیشتر که سیرنگومیلیا است . علایم بصورت سردردی در پشت سر و گردن که با سرفه یا عطسه یا زورزدن ایجاد میشود و بلافاصله بعد از پایان آن ها، پایان میابد. در نوزادان و کودکانی که نمیتوانند درد خود را بیان کنند علایم آن شامل بیقراری و گریه است.نشانه های این بیماران شامل: آتاکسی، هایپررفلکسی، آتروفی، ضعف عضلانی، و اختلال عملکردی اعصاب مغزی تحتانی و از دست رفتن حس شال, اختلال حس دمایی و لمس فقط در سطحی مشاهده میشود که مسیر اسپاینوتالامیک تحت فشار قرار گرفته است.تصویر برداری انتخابی در این بیماران MRI است. در افراد نرمال و بدون علامت تونسیل مخچه میتواند تا 3 میلیمتر به پایین تر از فورامن مگنوم آمده باشد. زمانی میگوییم فتق تونسیلار رخ داده است که این پایین آمدگی 5 میلیمتر یا بیشتر باشد و در پایین آمدگی در حد فاصل 3 تا 5 میلیمتر را Borderline میگوییم.علاوه بر محل قرار گیری نوک تونسیل، شکل آن نیز مهم است. تیپ 2 : در همراهی با میلیودیسپلازی و هیدروسفالی دیده و ساختارهایی که هرنی میابند شامل:الف) ورمیس مخچه ب)ساقه ی مغزی ج) بطن چهارم هستند. علاوه بر ساختمان های عصبی مذکور ساختار های همراه آن ها نیز مانند شبکه ی کورویید، شریان بازیلار و PICA میتوانند به پایین جابجا شوند. بیماران در 5 سالگی دچار علایم ناشی از ساقه ی مغزی و یک سوم از آن ها ثانویه به نارسایی تنفسی میمیرند.از اختلال عملکرد زوج 9 و 10 مغزی دارند که میتواند تنفس، بلع و عملکرد طناب های صوتی است که میتواند در همراهی با استریدور، اپیستوتونس ونیستاگموس باشد. با طویل شدن و جابجایی به پایین ورمیس مخچه و ساقه ی مغزی، همراه با میلیومننگوسل در تمام بیماران و هیدروسفالی در اغلب بیماران و نیز وجود سیرنگومیلیا بویژه در بخش پایین نخاع گردنی بطور شایع مطرح میشود. تیپ 3 :مخچه و ساقه ی مغزی به داخل انسفالوسل قرار گرفته داخل حفره ی خلفی فتق پیدا میکند. تشخیص افتراقی این نوع از کیاری، میلومننگوسل بخش فوقانی نخاع گردنی است . تیپ 4 : آپلازی یا هایپوپلازی مخچه میباشد واندازه ی حفره ی خلفی نرمال است و هیچگونه هرنی مخچه ای وجود ندارد. تیپ 0:سیرنگومیلیا بدون وجود هرنی تونسیلار میباشد که به فشاربرداری حفره ی خلفی به خوبی پاسخ میدهد. تیپ 1.5: تونسیل مخچه با همراه با ساقه ی مغزی از فورامن مگنوم هرنی میکند