بیماری پرولاکتینوما
خلاصه مقاله
معرفی: پرولاکتینوما شایع ترین شکل تومور نورواندوکرین هیپوفیز (PitNET) است که تقریباً نیمی از این تومورها را تشکیل می دهد. آگونیست های دوپامین (DAs) به طور سنتی درمان اولیه برای اکثر پرولاکتینوم ها بوده و جراحی در مرحله بعدی در نظر گرفته می شود.
#با_مقاله_درس_بخوانیم
#پرولاکتینوما
🔰معرفی: پرولاکتینوما شایع ترین شکل تومور نورواندوکرین هیپوفیز (PitNET) است که تقریباً نیمی از این تومورها را تشکیل می دهد. آگونیست های دوپامین (DAs) به طور سنتی درمان اولیه برای اکثر پرولاکتینوم ها بوده و جراحی در مرحله بعدی در نظر گرفته می شود.
🔰هدف : بررسی مدیریت تاریخی و مدرن پرولاکتینوما از جمله درمان با آگونیست های دوپامین، جراحی ترانس اسفنوئیدال، و درمان چند وجهی برای درمان پرولاکتینومای تهاجمی و تومور نورواندوکرین هیپوفیزهای متاستاتیک، با تاکید بر اثربخشی، ایمنی، و جهت گیری های آینده روش های درمانی فعلی است.
🔰مدیریت: آگونیست های دوپامین از دهه 1970، در ابتدا با بروموکریپتین و اخیراً با کابرگولین، پایه اصلی مدیریت پرولاکتینوما بودند. کابرگولین در 85 درصد بیماران پرولاکتین را عادی می کند و تا 80 درصد باعث کوچک شدن تومور می شود. برداشتن جراحی اولیه میکروپرولاکتینوم ها و ماکروپرولاکتینومای محصور که توسط جراحان مغز و اعصاب هیپوفیز با تجربه انجام می شود، نرخ بهبودی مشابهی با کابرگولین دارند. پرولاکتینومای تهاجمی و تومور نورواندوکرین هیپوفیزهای متاستاتیک باید درمان چندوجهی شامل کابرگولین با دوز بالا، جراحی، پرتودرمانی (ترجیحاً با استفاده از رادیوسرجری استریوتاکتیک در صورت لزوم) و تموزولوماید دریافت کنند. آگونیست های دوپامین یک روش درمانی قابل اعتماد برای اکثر پرولاکتینوم ها باقی می مانند.
🔰تاثیر بر جراحی هیپوفیز آینده: درمان DA، به ویژه بروموکریپتین، ممکن است باعث ایجاد فیبروز در پرولاکتینوما شود. این به عنوان عاملی در عدم بهبودی در برخی از مطالعات جراحی برجسته شده است. این اثر در بیماران تحت درمان با کابرگولین بسیار کمتر است، و مطالعات دیگر تأثیر منفی استفاده از DA قبل از جراحی را بر بهبودی پس از عمل پیدا نکرده اند. با این حال، یک متاآنالیز در سال 2021، تأثیر منفی قابل توجهی از قبل از درمان DA را نشان داد.
🔰رینوره مایع مغزی نخاعی: ماکروپرولاکتینومای بزرگ و تهاجمی می تواند به قاعده جمجمه حمله کند و آن را فرسایش دهد و توده تومور اساساً نقص را مسدود می کند. نشت مایع مغزی نخاعی (CSF) ممکن است با ایجاد رینوره رخ دهد که به نوبه خود منجر به خطر عمده عفونت جدی (مننژیت، آنسفالیت) و پنومونسفالی می شود. بروز رینوره CSF در بیماران ماکروپرولاکتینوما در 7/8 درصد موارد گزارش شده است. در این مطالعه، 30٪ موارد خود به خودی بودند، و 70٪ توسط آگونیست های دوپامین که باعث کاهش اندازه "پلاگ" می شدند، القا شدند. وقوع رینوره CSF مرتبط با DA نیاز به ترمیم جراحی این نقص در تقریباً 90 درصد موارد دار.
🔰نتیجه گیری: پرولاکتینوم ها از نظر بیولوژیکی تومورهای متنوعی هستند که از میکروآدنوم های کوچک غیرفعال تا ماکروآدنوم های بزرگ و مهاجم و در موارد نادر سرطان های متاستاتیک تهاجمی را شامل می شود. آنها حساس ترین تومور نورواندوکرین هیپوفیز برای درمان پزشکی هستند و درمان با آگونیست دوپامین کابرگولین یک روش بسیار مناسب و قابل اعتماد برای اکثر بیماران باقی مانده است. پیشرفتها در جراحی هیپوفیز اکنون به مرحلهای رسیده است که این یک گزینه درمانی خط اول معتبر برای بیماران مبتلا به میکروآدنوم، ماکروآدنومهای غیرتهاجمی و زنانی است که به دنبال بارداری هستند، با این نکته که جراحی توسط جراح مغز و اعصاب هیپوفیز با حجم بالا انجام میشود. جراحی برای افراد مبتلا به مقاومت آگونیست های دوپامین یا عدم تحمل آگونیست های دوپامین مناسب است. درمان چند وجهی برای بیماران مبتلا به پرولاکتینومای تهاجمی و تومور نورواندوکرین هیپوفیزهای متاستاتیک مورد نیاز است، که بر اهمیت مدیریت تومورهای هیپوفیز از طریق یک تیم چند رشته ای تاکید دارد.
📚 منبع
پدیدآورنده: دکتر مهرشاد مهردادیان
✨شکوه دنیای اعصاب در انجمن علمی دانشجویی جراحی اعصاب
با ما همراه باشید.✨
🆔English:@NeurosurgeryAssociation
🆔Persian:@Neurosurgery_Association
مقالات مرتبط
آدنوم هیپوفیزی غیرعملکردی
آدنوم های هیپوفیزی غیرعملکردی، تومورهای خوش خیم سلول های آدنوهیپوفیز هستند که در این نوع از تومور های هیپوفیزی افزایش ترشح هورمون های هیپوفیز رخ نداده و تظاهرات بالینی چشمگیری نیز وجود ندارد .تومور های غیر عملکردی هیپوفیز را می توان به 8 زیرگروه طبقه بندی کرد: لاکتوتروف، سوماتوتروف، تیروتروف، کورتیکوتروف، گنادوتروف خاموش، چند هورمونی، NFPA های دو/ سه گانه، نول سل و پیت -1 تظاهرات بالینی شایع در آدنوم های هیوفیزی :سردرد؛ اختلال در بینایی ، آپوپلکسی هیپوفیز؛ کمبودهای هورمونی می باشند از اختلالات هورمونی ایجاد شده:1- هیپوگنادیسم 2- هیپرپرولاکتینمی (معمولاً کمتر از mIU/L 2000 یا کمتر از 95 نانوگرم در میلیلیتر) می توان نام برد. بهترین روش تشخیصی در موارد مشکوک به آدنوم های هیپوفیزی Sellar MRI با گادولینیوم می باشد . همه بیماران، از جمله بیماران بدون شکایت بالینی، می بایست تست های آزمایشگاهی، بالینی و هورمونی را برای بررسی کاهش یا افزایش عملکرد هیپوفیز انجام دهند . برداشتن کامل تومور با جراحی، روش اصلی درمانی برای افرادی است که از علائم آدنوم های غیر عملکردی هیپوفیز رنج می برند. در موارد اختلال بینایی برداشتن کامل توده به واسطه جراحی و در آپوپلکسی با علائم عصبی-چشمی می بایست جراحی اورژانسی انجام می شود. رادیو تراپی یا پرتودرمانی درمان کمکی موثر در کنار جراحی به ویژه در تومورهای مقاوم یا عود کننده به کار برده می شود . یکی از مهم ترین موارد اندیکاسیون درمان های دارویی نام برده، در بیماران با تکه های باقی مانده از تومور در حفره سلار پس از جراحی ترانس اسفنوئیدال میباشد. مهم ترین داروهایی که تاثیرات آنها در آدنوم های هیپوفیز غیرعملکردی ارزیابی شده اند، عبارتند از: 1- آگونیست های دوپامین 2- آنالوگ های سوماتوستاتین 3- تموزولوماید
والتر ادوارد دندی
والتر ای. دندی در سال 1886 در سدالیا، میسوری به دنیا آمد. دکتر دندی در رتبه دوم در بین فارغ التحصیلان دانشکده پزشکی قرار گرفت.