نتایج بی حرکتی هاله برای شکستگی ستون فقرات گردنی
خلاصه مقاله
این مطالعه با هدف ارزیابی عوارض و پیامدهای بیحرکتی هاله در بیماران مبتلا به شکستگی ستون فقرات گردنی که در مرکز ترومای سطح I تحت درمان قرار گرفتند، انجام شد. یک ارزیابی گذشته نگر از 189 بیمار تحت درمان با هاله از آگوست 2000 تا فوریه 2016 انجام شد
#با_مقاله_درس_بخوانیم
#نتایج_بی_حرکتی_هاله_برای_شکستگی_ستون_فقرات_گردنی
🔰این مطالعه با هدف ارزیابی عوارض و پیامدهای بیحرکتی هاله در بیماران مبتلا به شکستگی ستون فقرات گردنی که در مرکز ترومای سطح I تحت درمان قرار گرفتند، انجام شد. یک ارزیابی گذشته نگر از 189 بیمار تحت درمان با هاله از آگوست 2000 تا فوریه 2016 انجام شد.
🔰اطلاعات دموگرافیک، مکانیسم آسیب، سطح و نوع شکستگی ستون فقرات، طول بیحرکتی هاله، عوارض مرتبط با بی حرکتی هاله و طول مدت پیگیری بیمار جمع آوری شد. در مجموع 189 بیمار شناسایی شدند که 121 نفر (64%) برای مدیریت شکستگی های ستون فقرات گردنی هاله دریافت کردند.
🔰میانگین سنی 50.8 سال، با 10.7٪ شکستگی های پایدار C1، 71.1٪ شکستگی C2، و 18.2٪ شکستگی ستون فقرات زیر محوری (C3-C7) بود. 47.1 درصد از شکستگی های گردنی فوقانی یا ادنتوئید یا شکستگی جلاد بودند.
🔰25.1 درصد از بیماران دچار شکستگی های متعدد گردنی بودند. در آخرین پیگیری، 81 درصد از بیماران شکستگیهایی را با تراز خوب، حداقل درد پشت سر گذاشتند و به فعالیتهای عادی بازگشتند.
نرخ مرگ و میر 8.3 درصد بود که میانگین سنی گروه مرگ و میر 64.7 سال بود.
🔰استفاده از تثبیت هاله برای شکستگی های ستون فقرات گردنی منجر به موفقیت بالینی در 81 درصد از بیماران شد، عوارض در بیماران سالمند کمتر از آنچه قبلاً در مقالات گزارش شده بود.
🔰جلیقه هاله ای که توسط ژاکلین پری در دهه 1950 معرفی شد، به نشانه مراقبت های غیرجراحی برای مدیریت ترومای گردنی تبدیل شده است.
📎 منبع
گرد آورنده: دکتر آسیه کفاشباشی
ادیتور: دکتر مهدی مهماندوست
مارا به دوستان خود معرفی کنید…🌱
🆔@NeurosurgeryAssociation
🆔@Neurosurgery_associatio
مقالات مرتبط
تومور های هیپوفیزی عملکردی
آدنوماهای هیپوفیزی تودههای رشدیافتهای از سلولهای مونوکلونال با علائم تولید بیش از حد هورمونی، با یا بدون پرزانتاسیون عصبی هستند. پرولاکتینوماها، آدنوماهای غیرعملکردی هیپوفیز، آدنوماهای تولیدکنندهی هورمون رشد، آدنوماهای تولیدکنندهی هورمون آدرنوکورتیکوتروپین، آدنوماهای مولد هورمون تحریککنندهی تیرویید، آدنوماهای تولیدکنندهی گنادوتروپین و اینسیدنتالوماها نمونههایی از تومورهای هیپوفیزیاند. آدنوماهای هیپوفیزی براساس سایز به دستهی میکروآدنوم با سایز کمتر از یک میلیمتر و ماکرو آدنوم تقسیم میشوند.تومورهای منشا رده سلولی Pit-1 , مسوول تولید بیش از حد هورمون ادرنوکورتیکوتروپین اند. تومور های منشا رده سلولی TPIT ,با رشد خوشخیم و تولید بیش از حد هورمون رشد, پرولاکتین وTSH همراه اند. عملکرد بیش از حد گنادوتروپین ممکن است با علائم اثر تودهای، هیپوفیز یا حتی بدون علامت ظاهر شود. تشخیص بر اساس علائم بالینی است. اگر نشانهای از ترشح بیش از حد هورمون هیپوفیز وجود داشته باشد، آدنوم باید خارج شود.پانل هورمونی :پرولاکتین سرم، فاکتور رشد شبه انسولین 1 ، تست عملکرد تیروئید، همورمون لوتئینیزهکننده، هورمون تحریک فولیکولی، ارزیابی کورتیزول با آزمایش کورتیزول ۲۴ ساعته ادرار ، کورتیزول بزاق اواخر شب و سرکوب دگزامتازون است. اگر پرولاکتین سرم بیش از ۲۵۰ میکروگرم در لیتر باشد، احتمالات : پرولاکتینوما، کم کاری تیروئید، اثرات فشاری آدنوم کمعملکرد، بارداری و نارسایی کلیوی باید در نظر گرفته شود.همه بیماران با یا بدون علائم بینایی، یا با درگیری عصب بینایی در تصویربرداری باید تحت ارزیابی کامل میدان بینایی قرار گیرند. درگیری عصب جمجمه و علائم عصبی، شک به توده جمجمه را ایجاد میکند و MRI با یا بدون کنتراست گادولینیوم اجباری است. در صورت منع مصرف MRI یا CT برش نازک از مغز انجام می گردد. درمان جراحی ترانس اسفنوئیدال برای کاهش حجم توده ، رادیوتراپی و دارودرمانیبیشتر پرولاکتینومها با کابرگولین و بروموکریپتین (بیماران باردار) است. جراحی در آدنومهای تولید بیش از حد آدرنوکورتیکوتروپین مؤثر، اما در موارد غیر قابل تحمل، کتوکونازول، متیراپون و میفپریستون کاهش دهنده علائم هستند. اکترئوتید و لانروتید برای مهار هورمونهای رشد استفاده و در آکرومگالی، پگوویزومانت مفید است.
مطالعه آزمایشگاهی پاتوژنز پیشرفت MS را روشن می کند
مکانیسم های بیماری زایی که باعث پیشرفت بیماری در مولتیپل اسکلروزیس (MS) می شود، مشخص نشده است. یک مطالعه کلینیک مایو شواهدی را ارائه می دهد که سلول های neuroantigen-specific T cellsبه بخش های دمیلینه شده سیستم عصبی مرکزی نفوذ می کنند و باعث از بین رفتن نورون و پیشرفت بیماری می شوند.