کورتیکواستروئید در متاستازهای مغزی
خلاصه مقاله
تجویز استروئید در بیماران مبتلا به متاستاز مغزی مستواند باعث کاهش علائم بیماران شود، بطثریکه علاوه بر کاهش ادم مغزی…..
#با_مقاله_درس_بخوانیم
#Part1
📌نقش استروئیدها در مدیریت متاستازهای مغزی: یک بررسی سیستماتیک و راهنمای عمل بالینی مبتنی بر شواهد
نکته مهم : توصیه هایی که در ادامه خواهیم پرداخت برای بزرگسالانی که متاستاز مغزی آنها تشخیص داده شده است، اعمال می شود.
▪︎ استروئید درمانی در مقابل عدم درمان استروئیدی
🔰 گروه اول : بیماران مبتلا به متاستاز مغزی بدون علامت و بدون mass effect
توصیه درمانی برای این سناریوی بالینی وجود ندارد.
🔰 گروه دوم : بیماران مبتلا به متاستاز مغزی با نشانههای خفیف مربوط به mass effect
سطح ۳ کورکواستروئیدها برای رفع علائم موقت مربوط به علائم مربوط به افزایش فشار داخل جمجمه و ادم ثانویه به متاستاز مغزی توصیه میشوند. برای بیمارانی که دارای بیماریهای متاستاتیک مربوط به مغز علامتدار هستند توصیه میشود که دوز اولیه ۸ - ۴ میلیگرم در روز دگزامتازون در نظر گرفته شود.
🔰 گروه سوم : بیماران مبتلا به متاستاز مغزی با علائم متوسط تا شدید مربوط به mass effect
سطح ۳ کورکواستروئیدها برای رفع علائم موقت علائم مربوط به افزایش فشار داخل جمجمه و ادم ثانویه به متاستاز مغزی توصیه میشوند. اگر بیماران علائم شدیدی مطابق با افزایش فشار داخل جمجمه از خود نشان دهند، توصیه میشود که دوزهای بالاتر مانند ۱۶ mg / day یا بیشتر در نظر گرفته شوند.
✍️نویسنده: دکتر فاطمه به آیین
ادیت: دکتر فرزان فهیم
#با_مقاله_درس_بخوانیم
#Part2
📌نقش استروئیدها در مدیریت متاستازهای مغزی: یک بررسی سیستماتیک و راهنمای عمل بالینی مبتنی بر شواهد
▪︎مدت زمان تجویز کورتیکواستروئید :
🔰 کورتیکواستروئیدهای سطح 3، در صورت داده شدن، باید به آرامی در طی یک دوره زمانی 2 هفته ای یا بیشتر در بیماران علامت دار، بر اساس یک رژیم درمانی فردی و درک کامل از عواقب طولانی مدت درمان با کورتیکواستروئید، کاهش یابد.
❗️در این مطالعه ی سیستماتیک با توجه به تعداد بسیار محدودی از مطالعات (دو مورد) که معیارهای واجد شرایط بودن برای بررسی سیستماتیک را دارند، در نظر گرفتن موارد زیر جهت انتخاب رویکرد درمانی بسیار مهم است:
🔰 از نظر مقالاتی که معیارهای جستجوی شرح داده شده در بخش روش های بالا را دارند، مطالعه انجامشده توسط Vecht و همکاران به تنهایی ارائه دهنده متقاعد کنندهترین دادهها در مورد نقش استروئیدها در بیماران با متاستاز مغزی و برای انتخاب دوز است.
براساس مشاهدات آنها از بهبود در تمام گروههای تحت درمان با استروئید، سطح ۳ توصیه میتواند به شرح زیر باشد:
🔰 کورتیکواستروئیدها برای تسکین موقت علائم CNS مربوط به افزایش فشار داخل جمجمه و ادم ثانویه به متاستازهای مغزی توصیه میشوند (توصیه سطح 3).
🔰 استفاده از دگزامتازون کورتیکواستروئید انتخابی است، که عمدتاً به دلیل اثرات محدود مینرالوکورتیکوئیدی آن است، و باید به آرامی در طی چند هفته کاهش یابد تا از علائم بازگشتی جلوگیری شود.
🔰 آقای Vecht و همکاران شواهدی را ارائه می دهد که نشان می دهد تجویز استروئیدها باعث تسکین علائم در بیماران مبتلا به بیماری متاستاتیک علامت دار مغز می شود. با این حال، با توجه به اینکه هیچ گروه کنترلی وجود ندارد ("گروه بدون درمان") فقط می توان پایین ترین درجه توصیه را ارائه داد.
🔰 آنها همچنین نتیجه گرفتند که دوز شروع 4-8 میلی گرم در روز در نظر گرفته می شود، مگر اینکه بیماران علائم شدید مطابق با افزایش فشار داخل جمجمه را نشان دهند.
🔰 همچنین توصیه کردند که آن دسته از بیمارانی که در معرض خطر بالای عواقب شدید ناشی از افزایش فشار داخل جمجمه قرار دارند، برای دوزهای تهاجمی تر از دوزهای 16 میلی گرم در روز یا بالاتر در نظر گرفته شود. با این حال، تعداد بیماران درگیر نسبتا کم است و مطالعه فاقد گروه اعتبار سنجی است.
⁉️ سوالات:
آیا استروئیدها علائم عصبی را در بیماران مبتلا به تومورهای متاستاتیک مغز در مقایسه با عدم درمان بهبود می بخشد؟
در صورت تجویز استروئید، چه دوزی باید مصرف شود؟
مقایسه ها عبارتند از: 1. استروئید درمانی در مقابل عدم درمان استروئیدی 2. مقایسه دوزهای مختلف استروئید درمانی.
✍ نویسنده : دکتر فاطمه به آئین
ادیت: دکتر فرزان فهیم
🆔https://t.me/Neurosurgery_association
مقالات مرتبط
تومورهای تالاموسی
تومورهای تالاموس نادر هستند و تقریباً 5 درصد از کل تومورهای مغزی را تشکیل می دهند. در همه گروه های سنی رخ می دهد اما در کودکان شایع تر است. پیشرفتها در روشهای تصویربرداری و تکنیکهای میکروسرجری، رویکردهای هدفمند جمجمهای را ایجاد کرده است که عوارض جراحی را به حداقل میرساند و میزان ایمن برداشتن ضایعه را به حداکثر میرساند. با ادامه پیشرفت تکنیکهای جراحی میکروسکوپی، رویکردهای جراحی مؤثرتری برای تومورهای تالاموس قابل دستیابی است. علائم و نشانهها مربوط به افزایش فشار داخل جمجمه (به عنوان مثال، سردرد پیشانی، بی حالی و استفراغ) و علائم ادم پاپی می شود. قسمت داخلی هر تالاموس مرزهای جانبی بطن سوم را تشکیل می دهد. اختلال در هسته های خاص (specific nuclei) می تواند یافته های ویژهای را استخراج کند: هسته های Reticular و intralaminar - هسته های حسی - هسته های Effector - هسته های Associative - هسته لیمبیک. MRI با کنتراست، روش تشخیصی اصلی برای این تومورها است. توالی بازیابی وارونگی ضعیف شده با مایع (FLAIR) می تواند برای تومورهایی که با کنتراست تقویت نمی شوند مفید باشد. تصویربرداری (DTI) می تواند به ایجاد رابطه بین مسیر قشر نخاعی و تومورهای تالاموس، به ویژه نوع thalamopeduncular کمک کند. تومورهای اولیه تالاموس منشأ گلیالی دارند. شیمیدرمانی. برخی از جراحان بسته به تشخیص، روش stereotactic needle biopsy و درمان کمکی (adjuvant) را دنبال میکنند (2). هیدروسفالی علامت دار اغلب به مداخله جراحی برای قرار دادن شانت ventriculoperitoneal یا جراحی debulking نیاز دارد تا بتواند دینامیک مایع مغزی نخاعی native (CSF) را فعال کند. انتخاب روش مناسب به منشاء، الگوی رشد تومور در رابطه با ساختارهای طبیعی و پاتولوژی مشکوک بستگی دارد. سطح راحتی و تجربه جراح با رویکرد انتخابی نیز عامل مهمی است. روشهای جراحی متعددی، از جمله روشهای anterior interhemispheric transcallosal، transcortical transventricular، contralateral infratentorial supracerebellar، posterior interhemispheric parasplenial و transsylvian transinsular توصیف شدهاند. آناتومی ورید و تغییرات آن در اطراف superior parietal lobule باید قبل از جراحی برای مسیرهای بین نیمکره ای مورد توجه قرار گیرد. 6 ناحیه تشریحی تالاموس : منطقه 1: تومورهای تالاموس قدامی تحتانی (رویکرد زیر پیشانی سوپراکاروتید اوربیتوزیگوماتیک) روش Transrostral/Subfrontal Translamina Terminalis Approach :این رویکرد محدود به تومورهای نسبتاً کوچک تالاموس قدامی تحتانی است. رزکسیون کلی تومورهای بزرگ معمولاً مشکل ساز است و بدون عقب نشینی غیرمجاز (undue retraction) در ساختارهای عصبی عروقی طبیعی اطراف امکان پذیر نیست. این رویکرد مناسب نیست و مسیر orbitozygomatic را که در بالا مورد بحث قرار گرفت، رویکرد بهتری است. منطقه 2: تومورهای تالاموس داخلی رویکرد( Anterior Interhemispheric Transcallosal ) :مرکز تومور در ناحیه تالاموس قدامی و میانی قرار دارد و به سطح pial دیواره بطن سوم می رسد روش Suprapineal Recess/Supracerebellar Transventricular: از معایب این روش می توان به آسیب پذیری habenula، رگ Galen و quadrigeminal plate اشاره کرد. منطقه 3: تومورهای تالاموس جانبی روش (Contralateral Anterior Interhemispheric Transcallosal Approach) نتیجه از رویکرد طرف مقابل (contralateral approach)، از طریق این اپروچ یک مسیر عرضی جانبی امکان پذیر (more feasible lateral cross-court trajectory) به سمت تالاموس جانبی به دست می آید. در هنگام برداشتن ضایعات تالاموس جانبی به دلیل مجاورت نزدیک کپسول داخلی باید احتیاط کرد.
هاروی کوشینگ
هاروی ویلیام کوشینگ پدر جراحی اعصاب نوین و چهره برجسته انجمن جراحی اعصاب آمریکاست. وی در ۸اپریل ۱۸۶۹ در اوهایو متولد شد. او در سال ۱۸۹۱ از دانشگاه Yale فارغ التحصیل شد، سپس در دانشگاه هاروارد در رشته پزشکی مشغول به تحصیل گشت و در سال ۱۸۹۵ مدرک پزشکی خود را دریافت کرد. پس از فارغ التحصیلی در بیمارستان John Hopkins زیر نظر جراح مشهور، William S.Halsted مشغول به یادگیری جراحی شد. تا سال ۱۸۹۹ کوشینگ به مرور به جراحی سیستم عصبی علاقه مند شد و حرفه خود را در جراحی مغز و اعصاب آغاز کرد.