آناتومی شریان مغزی خلفی
خلاصه مقاله
شریان مغزی خلفی (PCA) شاخه انتهایی شریان بازیلار است که عمدتاً به لوب پس سری، بخش میانی-تحتانی لوب تمپورال، مغز میانی، تالاموس، شبکه کوروئید بطن سوم و بطن جانبی خون رسانی می کند.
#با_مقاله_درس_بخوانیم
🧠#Posterior_Cerebral_Artery_Anatomy_and_Segmentation
🔰شریان مغزی خلفی (PCA) شاخه انتهایی شریان بازیلار است که عمدتاً به لوب پس سری، بخش میانی-تحتانی لوب تمپورال، مغز میانی، تالاموس، شبکه کوروئید بطن سوم و بطن جانبی خون رسانی می کند.
🔰 شریان مغزی خلفی در تشکیل حلقه شریانی ویلیس، که بیشتر خون شریانی مغز را تامین می کند، نقش دارد. در حلقه ویلیس، PCA به صورت جانبی در هر طرف با شریان ارتباطی خلفی آناستوموز (پیوند شریانی) می شود، در نتیجه بین سیستم های شریانی ورتبروبازیلار و کاروتید داخلی ارتباط برقرار می کند.
🔰شریان مغزی خلفی چپ و راست از انشعاب شریان قاعده ای(بازیلار) و در مرز فوقانی پل مغزی و در خلف زین پشتی (dorsum sellae) ایجاد میشود. از آنجا، PCA به صورت جانبی در امتداد مرز فوقانی پل مغزی ادامه می یابد. این مسیر به موازات شریان مخچه فوقانی قرار دارد که توسط عصب چشمی حرکتی (CN III) از آن جدا می شود. با رسیدن به مرز جانبی پل مغزی، PCA در اطراف پدانکل مغز انحنا مییابد تا به سطح داخلی نیمکره های مغزی برسد و لوب گیجگاهی و پس سری را خون رسانی کند.
🔰کتب درسی آناتومی عمومی PCA را به سه بخش تقسیم می کنند: P1، P2 و P3. با این حال، آخرین طبقه بندی عصبی آناتومیک که در جراحی های مغز و اعصاب استفاده می شود، شریان را به چهار بخش تقسیم می کند:
بخش اول P1: از محل دو شاخه شدن شریان بازیلار تا محل آناستوموز با شریان ارتباطی خلفی را شامل میشود.
بخش دوم P2: از محل آناستوموز با شریان ارتباطی خلفی تا بخشی از شریان که در مخزن پریمزانسفالیک(پیش مغزی) در مرز خلفی بخش جانبی مغز میانی قرار دارد، گسترش می یابد.
بخش سوم P3: از مرز خلفی بخش جانبی مغز میانی تا ابتدای شریان های پریتو-اکسیپیتال و کالکرین امتداد دارد.
بخش چهارم P4: شامل شاخه های انتهایی موجود در شکاف کالکارین است.
🔰انشعابات و خونرسانی:
شریان مغزی خلفی مانند شریان های مغزی قدامی و میانی انشعاباتی ایجاد می کند که به انشعابات مرکزی و قشری تقسیم می شوند.
انشعابات مرکزی ساختارهای زیر قشری را خونرسانی میکنند و شامل شریانهای تالامپرفوراتور، تالاموژنیکولات و شریانهای مشیمیه خلفی هستند.
انشعابات قشری در قسمت های مختلف قشر پراکنده می شوند و شریان های تمپورال، اکسیپیتال، پریتو-اکسیپیتال و کالکارین را شامل میشوند.
🔰تنوع آناتومیکی:
«شریان مغزی خلفی جنینی» یکی از انواع نسبتاً رایج گردش خون خلفی است که شیوع انواع یکطرفه و دوطرفه آن به ترتیب 10٪ و 8٪ است و مشخصهی آن کاهش اندازه بخش P1 شریان مغزی خلفی است.
«فنستراسیون شریان مغزی خلفی» یک نوع نادر گردش خون است که در آن بخشی از PCA به دو شاخه انشعاب یافته و سپس در نواحی دورتر مجددا به هم متصل میشود.
✍🏻گرد آورنده: دکتر زهرا نجفی
مارا به دوستان خود معرفی کنید…🌱
🆔@NeurosurgeryAssociation
🆔@Neurosurgery_association
مقالات مرتبط
عصب واگ چیست؟ Vagus Nerve
عصب واگ، عصب زوج ۱۰ مغزی است که از ساقه ی مغز، بخش مدولا منشا میگیرد…
تومورهای تالاموسی
تومورهای تالاموس نادر هستند و تقریباً 5 درصد از کل تومورهای مغزی را تشکیل می دهند. در همه گروه های سنی رخ می دهد اما در کودکان شایع تر است. پیشرفتها در روشهای تصویربرداری و تکنیکهای میکروسرجری، رویکردهای هدفمند جمجمهای را ایجاد کرده است که عوارض جراحی را به حداقل میرساند و میزان ایمن برداشتن ضایعه را به حداکثر میرساند. با ادامه پیشرفت تکنیکهای جراحی میکروسکوپی، رویکردهای جراحی مؤثرتری برای تومورهای تالاموس قابل دستیابی است. علائم و نشانهها مربوط به افزایش فشار داخل جمجمه (به عنوان مثال، سردرد پیشانی، بی حالی و استفراغ) و علائم ادم پاپی می شود. قسمت داخلی هر تالاموس مرزهای جانبی بطن سوم را تشکیل می دهد. اختلال در هسته های خاص (specific nuclei) می تواند یافته های ویژهای را استخراج کند: هسته های Reticular و intralaminar - هسته های حسی - هسته های Effector - هسته های Associative - هسته لیمبیک. MRI با کنتراست، روش تشخیصی اصلی برای این تومورها است. توالی بازیابی وارونگی ضعیف شده با مایع (FLAIR) می تواند برای تومورهایی که با کنتراست تقویت نمی شوند مفید باشد. تصویربرداری (DTI) می تواند به ایجاد رابطه بین مسیر قشر نخاعی و تومورهای تالاموس، به ویژه نوع thalamopeduncular کمک کند. تومورهای اولیه تالاموس منشأ گلیالی دارند. شیمیدرمانی. برخی از جراحان بسته به تشخیص، روش stereotactic needle biopsy و درمان کمکی (adjuvant) را دنبال میکنند (2). هیدروسفالی علامت دار اغلب به مداخله جراحی برای قرار دادن شانت ventriculoperitoneal یا جراحی debulking نیاز دارد تا بتواند دینامیک مایع مغزی نخاعی native (CSF) را فعال کند. انتخاب روش مناسب به منشاء، الگوی رشد تومور در رابطه با ساختارهای طبیعی و پاتولوژی مشکوک بستگی دارد. سطح راحتی و تجربه جراح با رویکرد انتخابی نیز عامل مهمی است. روشهای جراحی متعددی، از جمله روشهای anterior interhemispheric transcallosal، transcortical transventricular، contralateral infratentorial supracerebellar، posterior interhemispheric parasplenial و transsylvian transinsular توصیف شدهاند. آناتومی ورید و تغییرات آن در اطراف superior parietal lobule باید قبل از جراحی برای مسیرهای بین نیمکره ای مورد توجه قرار گیرد. 6 ناحیه تشریحی تالاموس : منطقه 1: تومورهای تالاموس قدامی تحتانی (رویکرد زیر پیشانی سوپراکاروتید اوربیتوزیگوماتیک) روش Transrostral/Subfrontal Translamina Terminalis Approach :این رویکرد محدود به تومورهای نسبتاً کوچک تالاموس قدامی تحتانی است. رزکسیون کلی تومورهای بزرگ معمولاً مشکل ساز است و بدون عقب نشینی غیرمجاز (undue retraction) در ساختارهای عصبی عروقی طبیعی اطراف امکان پذیر نیست. این رویکرد مناسب نیست و مسیر orbitozygomatic را که در بالا مورد بحث قرار گرفت، رویکرد بهتری است. منطقه 2: تومورهای تالاموس داخلی رویکرد( Anterior Interhemispheric Transcallosal ) :مرکز تومور در ناحیه تالاموس قدامی و میانی قرار دارد و به سطح pial دیواره بطن سوم می رسد روش Suprapineal Recess/Supracerebellar Transventricular: از معایب این روش می توان به آسیب پذیری habenula، رگ Galen و quadrigeminal plate اشاره کرد. منطقه 3: تومورهای تالاموس جانبی روش (Contralateral Anterior Interhemispheric Transcallosal Approach) نتیجه از رویکرد طرف مقابل (contralateral approach)، از طریق این اپروچ یک مسیر عرضی جانبی امکان پذیر (more feasible lateral cross-court trajectory) به سمت تالاموس جانبی به دست می آید. در هنگام برداشتن ضایعات تالاموس جانبی به دلیل مجاورت نزدیک کپسول داخلی باید احتیاط کرد.