ارتقا نتایج درمان تومور هیپوفیز، به کمک رویکرد تیمی و روشهای نوین

خلاصه مقاله
موسسه درمانی مایوکلینیک بر استفاده از رویکرد درمانی چند رشتهای برای درمان تومور هیپوفیز تاکید دارد. در واقع، برای تحقق این هدف، یک تیم فوقتخصصی از متخصصان جراحی مغز و اعصاب، غدد، جراحی گوش، حلق و بینی (و سر و گردن) و رادیوانکولوژی در کنار هم گرد آمدهاند.
#خبرنامه
ارتقا نتایج درمان تومور هیپوفیز، به کمک رویکرد تیمی و روشهای نوین
🔰 موسسه درمانی مایوکلینیک بر استفاده از رویکرد درمانی چند رشتهای برای درمان تومور هیپوفیز تاکید دارد. در واقع، برای تحقق این هدف، یک تیم فوقتخصصی از متخصصان جراحی مغز و اعصاب، غدد، جراحی گوش، حلق و بینی (و سر و گردن) و رادیوانکولوژی در کنار هم گرد آمدهاند.
🔰 آدنوم هیپوفیز 10 تا 15 درصد از کل تومورهای درون جمجمهای را تشکیل میدهد. در مایو کلینیک، مراقبت از این بیماران، از بخش تخصص غدد اندوکرین شروع میشود. سپس ارزیابی بالینی جامع برای شناسایی بیماریهای همراه با تومور هیپوفیز مانند آزمایش دینامیک هیپوفیز و نمونهبرداری از سینوس پتروزال تحتانی صورت میگیرد. انجام فرآیند MRI با توان مغناطیسی 7 تسلا، برای تشخیص تومور هیپوفیز در کلینیک مایو صورت میگیرد.
🔰 همانطور که بالاتر گفته شد، با توجه به رویکرد چندرشتهای برای درمان این تومورها، نتایج آزمایشهای بیمار و درمان انتخابی این بیماران به صورت تیمی اتخاد میشود. برای مثال، تومورهای تولیدکنندهی پرولاکتین، با درمان دارویی برطرف میشوند. درحالیکه، تومورهای ترشحکنندهی کورتیزول و هورمون رشد، نیازمند انجام عمل جراحی هستند. همچنین ممکن است تومورهایی مشاهده شوند که علیرغم غیرعملکردی بودن، در حال رشد یا واردکردن فشار بر عصب بینایی هستند؛ درمان این نوع از تومورها هم از روش جراحی گزیده میشود.
🔰 روشی نوین به نام جراحی اندوسکوپی ترانس اسفنوئیدال وجود دارد که بهطور جامعی استفاده می شود. آقای دکتر چایچانا، جراح مغز و اعصاب مرکز مایوکلینیک در جکسون ویل فلوریدا، این روش را اینگونه توصیف میکند: این روش کمتهاجم ترین روش در دسترس است و به کمک آن میتوان به حداکثر دید مناسب از محل جراحی دست یافت؛ زیرا که بهطور مستقیم نمایی از محل مورد جراحی به ما میدهد. مایو کلینیک، از اولین مراکزی است که بهطور گسترده، پژوهشهایی را برای استفاده از این روش انجام داده است.
🔰 در این فرآیند، همکاری میان جراح مغز و اعصاب و جراح ENT (و سر و گردن) صورت میگیرد. دکتر چایچانا، توضیح میدهد که: «در این روش هیچ گونه برشی انجام نمیشود و به کمک سینوسهای درون جمجمه (مسیرهایی که در حالت طبیعی هم وجود دارند) به غدهی هیپوفیز دسترسی پیدا میکنیم.»
🔰 به عنوان مثال، در تصویر سمت چپ، تومور آدنوم هیپوفیز را مشاهده میکنید که با اثر بر افزایش ترشح هورمون رشد، موجب آکرومگالی میشود. این بیمار 56 ساله، با علائمی مانند درد مفاصل، فشارخون بالا و تغییر در شکل صورت و دستها مراجعه کرد. تصویر سمت راست، با انجام MRI پس از جراحی اندوسکوپی ترانس اسفنوئیدال، برداشته شدن آدنوم را مشاهده می کنیم. بیمار یک روز پس از جراحی، با درمان هورمونی به خانه رفت و پس از سه سال، در حال بهبودی است.
🔰 علاوه بر این، از سونوگرافی داپلر برای شناسایی شریانها و پیشگیری از آسیب رسانیدن به آنها استفاده می شود. میتوان گفت که حدود 95 درصد از بیماران، یک روز پس از انجام عمل جراحی، ترخیص میشوند.
🔰 همچنین دکتر چایچانا اینگونه معرفی این گونه از تومور ها را تکمیل کرد: «تومورهای هیپوفیز دارای تنوع بسیاری هستند. به همین علت، بیماران به گروههای متفاوتی دستهبندی میشوند. با این حال، در صورتیکه انجام عمل جراحی هیپوفیز در مرکزی شناخته شده و مجرب صورت بگیرد؛ فرآیندی ایمن و ثمربخش است.»
گردآورنده: دکتر امیرحسین برخورداری
منبع خبر
مارا به دوستان خود معرفی کنید…🌱
🆔@NeurosurgeryAssociation
🆔@Neurosurgery_association
مقالات مرتبط
مننژیوما
مننژیوما یکی ازتومورهای اولیه سیستم عصبی مرکزی است که در نخاع یا مغز بروز میکند و منشأ تومور از سلولهای مننژ و عنکبوتیه است. این تومور معمولاً خوشخیم است.تشعشعات یونیزان ، ریسک بیماری را از شش تا ده برابر بیشتر است. سندروم ارثی میتوانند زمینه را برای بروز مننژیوما فراهم کنند.مانند نوروفیبروماتوز نوع 2 (NF2) , Li-Fraumeni، Gorlin، von Hippel-Lindau، بیماری Cowden و نئوپلازی غدد درون ریز متعدد (تیپ1). هورمونهای جنسی بهعنوان عوامل خطر دیگر برای ایجاد مننژیوم مطرح میشوند. افزایش بروز بیماری پس از بلوغ در زنان (2:1 در مقابل مردان) و همچنین در طول دوره باروری (حدود 3:1) مطرح کننده این موضوع میباشد. ویژگی بافت شناسی پاتوگنومونیک مننژیوم، تشکیل whorls است که در نهایت به اجسام پساموما تبدیل می شوند. نشانگرهای ایمونوهیستوشیمی برای شناسایی مننژیوم عبارتند از: آنتی ژن غشای اپیتلیال، گیرنده سوماتوستاتین 2A، گیرنده پروژسترون و گیرنده استروژن ؛ آنتی ژن غشای اپیتلیال میباشد. WHO براساس ویژگی های هیستوپاتولوژیک: فعالیت میتوز ، تهاجم مغزی، و یا حداقل سه ویژگی تهاجمی دیگر مانند sheeting ، نسبت هسته به سیتوپلاسم بالا، هسته برجسته، سلولاریتی بالا و نکروز خود به خودی ، مننژیومها را طبقه بندی کرده و سه درجه بدخیمی را ذکر کرده است: مننژیوم های درجه یک می توانند طیف وسیعی از الگوهای بافت شناسی مختلف را ارائه دهند این الگوها عبارتند از: مننژوتلیال و فیبروز ، انتقالی، psammomatous,، angiomatous,، microcystic,، ترشحی، غنی از لنفوپلاسمیت و متاپلاستیک. از معیارهای طبقه بندی طیف درجه 1 : نرخ میتوز پایین، 4 در 10 HPFs و عدم تهاجم مغزی میتوان اشاره کرد. مننژیوم درجه 2 حداقل 3 ویژگی از ویژگی های زیر است: افزایش سلولاریتی، سلول های کوچک با نسبت بالای هسته به سیتوپلاسم، هسته برجسته، رشد مداوم بدون الگو یا رشد ورقه مانند، و کانون های نکروز خود به خود یا جغرافیایی. این طیفمی توانند بافت شناسی سلولی واضح و کوروئیدی داشته باشند. مننژیوم درجه 3 با ویژگی های بافتی بدخیمی تعریف میشود. چنین ویژگی هایی شامل سیتولوژی بدخیم (مانند ظاهری شبیه به سارکوم، کارسینوم یا ملانوم) یا شاخص میتوزی بالا است. زیرگروه هایی که دارای پتانسیل بیشتری برای تکثیر هستند، با درجه های II و III همراه هستند. اکثرا بدون علامت هستند ولی به محل درگیری ارتباط دارند. مننژیوم ها در تمام قسمت های جمجه یافت میشوند؛ خصوصا در ناحیه پاراساژیتال، و به دنبال آن فاکس، سینوس کاورنوس، توبرکلوم سلا، Lamina Cribrosa، تورامن مگنوم و Torcular Zones. علائمی همچون سردرد ، نقایص نورولوژیک کانونی یا تشنج عمومی و جزئی ، تیپیکال هستند. تغییرات شخصیتی، سردرگمی و تغییر سطح هوشیاری را میتوان مشاهده کرد و ممکن است به اشتباه به عنوان زوال عقل یا افسردگی تشخیص داده شود. مننژیوم های ستون فقرات اغلب در ناحیه توراسیک قرار دارند. هر فردی که اخیراً تشنج های او شروع شده یا علائم عصبی کانونی دارد که احتمال میرود با توده داخل جمجمه ارتباط داشته باشد، باید تحت تصویربرداری رزونانس مغناطیسی از مغز قرار گیرد. تشخيص آن راديولوژيك است و اگر تصويربرداري قویا حاكي از مننژيوم باشد، بيوپسي(روش تشخیص قطعی) اجباري نيست. در هر روش تصویربرداری، مننژیوم ها ویژگی های بسیار مشخصی را نشان می دهند که امکان تشخیص دقیق آنها را فراهم می کند و امروزه حتی سرنخ هایی برای تشخیص های بافت شناسی نیزارائه میدهند. بیشتر توده های کانونی و خارج محوری مننژیوم هستند و گاهی اوقات وجود جریان(شکاف) CSF در مجاورت تومور دیده می شود. تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) روش استانداردی برای تشخیص رادیولوژیکی و نظارت بر مننژیوم است. میتوان از آن برای افتراق بین عود مننژیوم های تحت درمان با جراحی و تغییرات رادیولوژیک مرتبط با درمان (مانند ضخیم شدن دورا) استفاده کرد. در CT، کلسیفیکاسیون داخل ضایعه تغییرات استخوانی(هیپراستوز)، افزایش علائم عروقی و کلسیفیکاسیون پساموماتوز نیز دیده میشود. در اسکن های CT و MRI، مننژیوم ها به صورت بدون تکیه و یا ساقه دار(dural tail) با ظاهری ایزودنس و لکه مانند(به دلیل تشکیل عروق) دیده میشوند. مننژیوم خوش خیم دارای dural tail ضخیم و تقویت کننده کنتراست خواهد بود.نکروز مرکزی (hypointense T1، غیر تقویت کننده) را می توان در هر دو مننژیوم خوش خیم و بدخیم مشاهده کرد. درگیری عروق مغزی یک ویژگی شایع است، به ویژه برای مننژیوما های قاعده جمجمه، که ممکن است به شریان های کاروتید و بازیلار یا شاخه های آنها نزدیک شود. برای مننژیوم قاعده جمجمه، 18-fluoro-ethyl-tyrosine PET می تواند به تشخیص کمک کند. سایر تشخیصهای افتراقی شامل دیگر بیماریهای عفونی، التهابی یا نئوپلاستیک است که دورا یا فضای ساب دورال را درگیر میکنند، مانند متاستاز سایر تومورها، پلاسماسیتوما، لنفوم، تومور فیبری منفرد، گلیوسارکوم، سارکوئیدوز، گرانولوماتوز و سل. درمان 1)جراحی: برای تومورهای در حال رشد و علامت دار، استاندارد مراقبت یک رویکرد جراحی است. مکان نوروآناتومیک تومر، رویکرد جراحی را تعیین میکند؛ به طور مثال تومورهای پاراساژیتال ، با وجود سطحی بودن اما به دلیل درگیری سینوس ساژیتال ، پیچیده محسوب میشوند. تکنیکهای جدید جراحی شامل رویکردهای آندوسکوپی، جراحی هدایتشده با تصویر، مانیتورینگ عصبی، یا استفاده از ناوبری حین عمل و سیستمهای نوری است که امکان تجسم گستردهتر حین عمل را فراهم میکند. روش های آندوسکوپی از طریق حفره بینی برای درمان مننژیوم های موضعی در شیار بویایی، planum sphenoidale و tuberculum استفاده شده است.رادیوتراپی کمکی با هدف کاهش خطر عود و بهبود کنترل موضعی، مفید است. هنگامی که تومور برداشته می شود، از نوعی چسب برای جایگزینی دورا استفاده می شود. گسترش میزان برداشت(برش) از بافت با درجه سیمپسون اندازه گیری می شود و در پنج دسته قرار میگیرند: 1. برداشتن کامل، با برداشتن دورا و استخوان 2. برداشتن کامل کامل با انعقاد دورال 3. برداشتن ماکروسکوپی، بدون برش دورال یا انعقاد 4. برداشتن ساب توتال 5. بیوپسی جراحی می تواند عوارض عصبی، عصبی شناختی و عملکردی ایجاد کند و کیفیت زندگی این بیماران را محدود می کند. 2)پرتو درمانی: اگر برداشتن ساب توتال یا عوارض عمل جزء پیامدهای احتمالی باشد، باید به عنوان یک رویکرد درمانی اولیه در نظر گرفته شود. و برای کنترل رشد موضعی تومور استفاده میشود. در مننژیوم های درجه 1 در صورت برداشت ناقص در مناطق پرخطر مانند سینوس کاورنوس میتواند از رادیوتراپی استفاده کرد. در مننژیوم های درجه دو، نقش پرتودرمانی کمکی هنوز بحث برانگیز است، اما در موارد برداشت ناقص می توان آن را مد نظر قرار داد. مننژیوم درجه III با خطر بالاتر عود بعد از برداشتن همراه است، بنابراین رادیوتراپی با دوز بالا بعد از عمل استاندارد مراقبت است و با بهبود کنترل موضعی در ارتباط است. 3)درمان های سیستمیک: عوامل شیمی درمانی سیتوتوکسیک بررسی شده اثربخشی محدودی داشته اند و با دستورالعمل های اجماع توصیه نمی شوند.
انفارکت ناشی از شریان مغزی قدامی (ACA)
انفارکت های شریان مغزی قدامی در قلمرو شریان مغزی قدامی رخ می دهد که شامل قسمت فوقانی و مدیال لوب تمپورال و نیز میدلاین لوب فرونتال می باشد. شریان ACA شاخه کاروتید داخلی بوده و خود به پنج سگمان با نام های A1 تا A5 تقسیم می شود. ساختار آناستوموزی قوی این شریان موجب می شود تا ریسک بروز انفارکت در این ناحیه پایین باشد