انجمن علمی جراحی مغز و اعصاب

بیماری گیرن باره چیست؟

06 شهریور 1402
زمان مطالعه: 2 دقیقه
168 بازدید
بیماری گیرن باره چیست؟

خلاصه مقاله

گیلن باره یک بیماری خطرناک پیشرنده است که

#با_مقاله_درس_بخوانیم

#Guillain_Barre_Syndrome

 

واکسن ها و سندروم گیلن-باره

افزایش نظارت بر سندرم گیلن باره مرتبط با تجویز واکسن به دلیل گزارش‌هایی مبنی بر افزایش خطر ابتلا به سندرم گیلن باره (تقریباً یک مورد از هر 100000 واکسن) در افرادی که واکسن آنفولانزای H1N1 در سال 1976 دریافت کرده بودند، انجام شد.

البته واکسیناسیون خطر ابتلا به عود را در افرادی که قبلاً به سندرم گیلن باره مبتلا شده بودند افزایش نداد.

 

Immune checkpoint inhibitors  و سندروم گیلن-باره

با معرفی مهارکننده های ایمنی به عنوان دارو در درمان سرطان، سرطان هایی که قبلا غیر قابل درمان بودند، اکنون بهبود یافته اند. عوارض جانبی عصبی، هرچند نادر، گزارش شده است، از جمله وضعیتی شبیه به سندرم گیلن باره.

میانگین زمان شروع در بیماران مبتلا به سندرم گیلن باره معمولاً پس از سه دوره درمان با مهارکننده های ایمونولوژیک بود و پیشرفت بیماری سریع بود.

توصیه درمانی کنونی برای عوارض عصبی ناشی از درمان با مهارکننده های ایمونوتیک، توقف داروی مسبب و شروع مصرف استروئیدها است.

با این حال، از آنجایی که به نظر می رسد سیر بالینی سندرم گیلن باره ناشی از مهارکننده های ایمنی  شبیه به سندرم کلاسیک گیلن باره است، ایمونوگلوبولین وریدی یا تبادل پلاسما باید در نظر گرفته شود.

 

نقش آنتی‌بادی‌ها

گانگلیوزیدها گلیکولیپیدهای حاوی اسید سیالیک هستند که در سیستم عصبی پستانداران، به ویژه در گره های Ranvier و پایانه های عصبی حرکتی غنی شده اند. اهمیت آنها به عنوان هدف در موش‌های تراریخته نشان داده شده است که گانگلیوزیدهای پیچیده را منحصراً در نورون‌ها بیان می‌کنند. مکانیسم اساسی برای نوروپاتی با واسطه آنتی‌بادی شامل تعدیل عملکرد کانال یونی در گره‌های Ranvier، سمیت سلولی وابسته به مکمل در گره‌ها و پایانه‌های عصبی حرکتی، و تداخل با بازسازی عصبی.

زیرگروه های سندرم گیلن باره اغلب با آنتی بادی های آنتی گانگلیوزید خاص همراه هستند که نشان دهنده غنی سازی نامتناسب گلیکولیپیدهای هدف در اعصاب مختلف است.

 

معیارهای تشخیصی

معیارهای متعددی برای کمک به پزشکان در تشخیص سندرم گیلن باره ایجاد شده است.

حداقل، تشخیص سندرم گیلن باره مستلزم وجود ضعف متقارن شل و کاهش رفلکس در غیاب علل جایگزین است.

معیارهای برایتون همچنین تعریف مورد جداگانه ای را برای سندرم میلر فیشر در نظر می گیرد، که نیاز به حضور سه گانه بالینی افتالمپلژی دو طرفه، کاهش رفلکس ها و آتاکسی، همراه با فقدان ضعف اندام و درگیری CNS برای تحقق یک قطعیت تشخیصی سطح 3 دارد.

دستیابی به قطعیت های تشخیصی بالاتر در هر دو سندرم گیلن باره و سندرم میلر فیشر مستلزم وجود یک بیماری تک فازی است که در عرض 28 روز به حد نادر می رسد، تجزیه آلبومین سیتولوژیکی مایع مغزی نخاعی و شواهد الکترودیاگنوستیک نوروپاتی.

در عمل، ویژگی های بالینی سندرم گیلن باره متغیر است. اگرچه در هیچ یک از معیارهای تشخیصی گنجانده نشده است، یک بیماری پیشین در 4 هفته قبل در 76٪ از بیماران وجود دارد.

الگوی ضعف در سندرم گیلن باره به اندام ها نیز محدود نمی شود و می تواند شامل عضلات عصب دهی شده جمجمه، عضلات تنفسی و درگیری اتونوم شود. به ندرت، این الگوهای غیر معمول می تواند اولین تظاهر سندرم گیلن باره باشد.

امروزه هم از معیارهای تشخیصی برایتون و هم معیارهای موسسه ملی اختلالات عصبی و سکته مغزی ایالات متحده (NINDS) استفاده میشود.

 

گیلن باره در کودکان

تشخیص سندرم گیلن باره در کودکان می تواند چالش برانگیز باشد. با این حال، درد قابل توجهی در ارتباط با سندرم گیلن باره کودکان وجود دارد که می تواند ضعف اندام را بپوشاند و باعث تاخیر در تشخیص شود. هنگامی که مطالعات هدایت عصبی در کودکان قابل تحمل نباشد، تصویربرداری عصبی با MRI یا اولتراسوند می تواند تشخیص را تسهیل کند. کودکان مبتلا به سندرم گیلن باره پیش آگهی خوبی دارند، اما از آنجایی که گزارش هایی از مرگ و میر ناشی از اختلال عملکرد اتونوم وجود دارد، استراتژی های درمانی، همانطور که در سندرم گیلن باره بزرگسالان توصیه می شود، توصیه می شود.

گردآورنده: ساغر مومنی

ادیت:دکتر فرزان فهیم

 

 

🆔 @Neurosurgery_association

مقالات مرتبط

11 اردیبهشت 1403
2 دقیقه

آناتومی سوراخ مونرو

سوراخ بین بطنی که به آن سوراخ مونرو نیز گفته می شود، جزء ضروری سیستم بطنی است که بطن سوم را به بطن جانبی متصل می کند. این سوراخ های جفت شده تبادل مایع مغزی نخاعی بین بطن های جانبی و بطن سوم را تسهیل می کند. هنگامی که این سوراخ ها مسدود یا از بین می روند، منجر به هیدروسفالی انسدادی غیر ارتباطی می شود.

14 تیر 1402
2 دقیقه

آستروسیتومای منتشر

Diffuse astrocytoma یاآستروسیتومای منتشر یک تومور مغزی با رشد آهسته است که تصور می شود از آستروسیت ها، سلول های حمایت کننده در سیستم عصبی، منشأ می گیرد. بر اساس ویژگی های ژنتیکی طبقه بندی می شود: آستروسیتومای منتشر) IDH-mutant  در صورت تشخیص جهش در IDH1 یا IDH2 ) آستروسیتومای منتشرنوع wild( (در صورت عدم شناسایی جهش در IDH ) علائم شامل:سردرد ، تشنج و علائم اضافی به اندازه و محل تومور بستگی دارد. برای تشخیص ازتصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) و هیستو پاتولوژیک استفاده می شود. بسته به اندازه و محل تومور، بیماران مبتلا به آستروسیتومای منتشر معمولاً ابتدا با جراحی درمان می شوند. هدف اصلی برداشتن تومور است و از عملکرد حیاتی مغز محافظت می‌کند – به این کار «حداکثر برداشت ایمن» می‌گویند. آستروسیتومای منتشر می تواند در نواحی نزدیکی از مغز که حرکات بدن، زبان یا بینایی را کنترل می کند رخ دهد، ممکن است اقدامات ویژه ای برای محافظت از این عملکردها انجام شود. علاوه بر جراحی، بسته به اینکه آیا تومور به عنوان IDH-mutant یا -wildtype طبقه بندی می شود، ممکن است درمان های خاصی مانند شیمی درمانی و پرتو درمانی در نظر گرفته شود.آستروسیتومای منتشر می تواند پس از جراحی عود کند، بنابراین بیماران به طور منظم هم از نظر عود تومور و هم پیشرفت به تومور درجه بالاتر تحت نظر هستند.

0 لایک
0 نظر
دانلود

نویسندگان

خانه

دوره‌های آموزشی

مقالات

حساب کاربری