انجمن علمی جراحی مغز و اعصاب

خون ریزی داخل جمجمه ای

07 آذر 1403
زمان مطالعه: 2 دقیقه
880 بازدید
خون ریزی داخل جمجمه ای

خلاصه مقاله

خونریزی داخل‌جمجمه‌ای (ICH) ناشی از خونریزی درون بافت مغز است .سکته زمانی رخ می‌دهد که  ، جریان اکسیژن و خون رسانی به مغز دچار اختلال میشود . شایع‌ترین علل ICH شامل فشار خون بالا، ناهنجاری‌های شریانی-وریدی و ضربه به سر هستند. اقدامات درمانی با هدف متوقف کردن خونریزی، تخلیه لخته خون (هماتوم) و کاهش فشار بر روی مغز انجام میشود .

#پاسخ_کیس
#Frontoparietal_Large_ICH

🔷بررسی کلی

خونریزی داخل‌جمجمه‌ای (ICH) ناشی از خونریزی درون بافت مغز است .سکته زمانی رخ می‌دهد که  ، جریان اکسیژن و خون رسانی به مغز دچار اختلال میشود . شایع‌ترین علل ICH شامل فشار خون بالا، ناهنجاری‌های شریانی-وریدی و ضربه به سر هستند. اقدامات درمانی با هدف متوقف کردن خونریزی، تخلیه لخته خون (هماتوم) و کاهش فشار بر روی مغز انجام میشود .


🔷خونریزی داخل‌جمجمه‌ای (ICH) چیست؟

سرخرگ‌های کوچک خون را به نواحی عمیق مغز می‌رسانند. فشار خون بالا (هیپرتنسیون) می‌تواند باعث پارگی این سرخرگ‌هایی که  دیواره نازکی دارند، شود و منجر به نشت خون در فضای داخل جمجمه شود . خون لخته شده و تجمع مایعات درون جمجمه ، فشار را افزایش می‌دهد که می‌تواند مغز را به استخوان بفشارد یا باعث جابجایی و هرنیاسیون آن شود. با نشت خون به داخل مغز، ناحیه‌ای که توسط آن سرخرگ تغذیه می‌شد، اکنون از خون غنی از اکسیژن محروم می‌شود - که به آن سکته گفته می‌شود. با مرگ سلول‌های خونی که درون لخته هستند ، سموم آزاد می‌شوند که به طور بیشتری به سلول‌های مغزی در ناحیه اطراف هماتوم آسیب می‌زنند.

خونریزی داخل‌جمجمه‌ای می‌تواند نزدیک به سطح یا در نواحی عمیق مغز رخ دهد. گاهی اوقات خونریزی‌های عمیق می‌توانند به بطن‌ها، (فضاهای پر از مایع در مرکز مغز)گسترش یابند. انسداد گردش طبیعی مایع مغزی-نخاعی (CSF) می‌تواند بطن‌ها را بزرگ کند (هیدروسفالی) و منجر به از دست دادن هوشیاری شود.



🔷چگونه تشخیص انجام می‌شود؟
زمانی که فردی با مشکوک به خونریزی مغزی به اورژانس منتقل می‌شود، پزشکان سعی می‌کنند تا جایی که ممکن است درباره علائم، مشکلات پزشکی فعلی و قبلی، داروها و تاریخچه خانوادگی او اطلاعات کسب کنند. وضعیت فرد به سرعت ارزیابی می‌شود. آزمایش‌های تشخیصی به تعیین منبع خونریزی کمک خواهند کرد.

سی‌تی‌اسکن (CT scan) یک روش تصویربرداری غیرتهاجمی است که از اشعه ایکس برای بررسی ساختارهای آناتومیکی درون مغز و شناسایی هرگونه خونریزی استفاده می‌کند. آنژیوگرافی سی‌تی (CT angiography) شامل تزریق ماده کنتراست به جریان خون برای مشاهده شریان‌های مغز است.

آنژیوگرام (Angiogram) یک روش تهاجمی است که در آن یک کاتتر به داخل یک شریان وارد شده و از طریق رگ‌ها به سمت مغز هدایت می‌شود. پس از قرار گرفتن کاتتر در محل، رنگ کنتراست به جریان خون وارد میشود و تصاویر اشعه ایکس گرفته می‌شود.

اسکن ام‌آر‌آی (MRI scan) یک آزمایش غیرتهاجمی است که از میدان مغناطیسی و امواج رادیویی برای ارائه تصویری دقیق از بافت‌های نرم مغز استفاده می‌کند. ام‌آر‌آی آنژیوگرافی (MRA) شامل تزریق ماده کنتراست به جریان خون برای بررسی رگ‌های خونی و همچنین ساختارهای مغز است.


🔶چه درمان‌هایی در دسترس هستند؟

درمان ممکن است شامل اقدامات نجات‌دهنده زندگی، تسکین علائم و پیشگیری از عوارض باشد. پس از شناسایی علت و محل خونریزی، درمان مدیکال یا جراحی انجام می‌شود تا خونریزی متوقف شود، لخته خون حذف شود و فشار روی مغز کاهش یابد. اگر بدون درمان باقی بماند ، مغز در نهایت طی چند هفته لخته خون را جذب خواهد کرد - با این حال، آسیب‌های وارده به مغز که ناشی از فشار داخل جمجمه (ICP) هستند و مسمومیت ناشی از وجود خون در بافت مغز  ، ممکن است غیرقابل بازگشت باشد.

به طور کلی، بیماران با خونریزی‌های کوچک (<10 cm³) و نواقص حداقلی به صورت پزشکی درمان می‌شوند. بیماران با خونریزی‌های مخچه‌ای (>3 cm³) که در حال بدتر شدن هستند یا دچار فشردگی ساقه مغز و هیدروسفالی هستند، به سرعت تحت درمان جراحی برای برداشتن هماتوم قرار می‌گیرند. بیماران با خونریزی‌های بزرگ لوبی (>50 cm³) که در حال بدتر شدن هستند، معمولاً تحت عمل جراحی برای برداشتن هماتوم قرار می‌گیرند.


🔷بهبودی و پیشگیری
بیماران مبتلا به ICH ممکن است به‌دلیل خونریزی یا درمان، دچار نقص‌های کوتاه‌مدت و/یا بلندمدت شوند. برخی از این نقص‌ها ممکن است با گذشت زمان و با درمان برطرف شوند. فرآیند بهبودی ممکن است هفته‌ها، ماه‌ها یا سال‌ها طول بکشد تا عملکرد دوباره به‌دست آید.


گرداورنده : دکتر آیسان محمودخانی

مارا به دوستان خود معرفی کنید🌱
🆔 @Neurosurgery_association
🆔 @Neurosurgeryassociation
🆔Linkedin
🆔neuro-surgery.info

مقالات مرتبط

19 تیر 1402
2 دقیقه

تومورهای تالاموسی

تومورهای تالاموس نادر هستند و تقریباً 5 درصد از کل تومورهای مغزی را تشکیل می دهند. در همه گروه های سنی رخ می دهد اما در کودکان شایع تر است. پیشرفت‌ها در روش‌های تصویربرداری و تکنیک‌های میکروسرجری، رویکردهای هدفمند جمجمه‌ای را ایجاد کرده است که عوارض جراحی را به حداقل می‌رساند و میزان ایمن برداشتن ضایعه را به حداکثر می‌رساند. با ادامه پیشرفت تکنیک‌های جراحی میکروسکوپی، رویکردهای جراحی مؤثرتری برای تومورهای تالاموس قابل دستیابی است. علائم و نشانه‌ها مربوط به افزایش فشار داخل جمجمه (به عنوان مثال، سردرد پیشانی، بی حالی و استفراغ) و علائم ادم پاپی می شود. قسمت داخلی هر تالاموس مرزهای جانبی بطن سوم را تشکیل می دهد. اختلال در هسته های خاص (specific nuclei) می تواند یافته های ویژه‌ای را استخراج کند: هسته های Reticular و intralaminar - هسته های حسی - هسته های Effector - هسته های Associative - هسته لیمبیک. MRI با کنتراست، روش تشخیصی اصلی برای این تومورها است. توالی بازیابی وارونگی ضعیف شده با مایع (FLAIR) می تواند برای تومورهایی که با کنتراست تقویت نمی شوند مفید باشد. تصویربرداری (DTI) می تواند به ایجاد رابطه بین مسیر قشر نخاعی و تومورهای تالاموس، به ویژه نوع thalamopeduncular کمک کند. تومورهای اولیه تالاموس منشأ گلیالی دارند. شیمی‌درمانی. برخی از جراحان بسته به تشخیص، روش stereotactic needle biopsy و درمان کمکی (adjuvant) را دنبال می‌کنند (2). هیدروسفالی علامت دار اغلب به مداخله جراحی برای قرار دادن شانت ventriculoperitoneal یا جراحی debulking نیاز دارد تا بتواند دینامیک مایع مغزی نخاعی native (CSF)  را فعال کند. انتخاب روش مناسب به منشاء، الگوی رشد تومور در رابطه با ساختارهای طبیعی و پاتولوژی مشکوک بستگی دارد. سطح راحتی و تجربه جراح با رویکرد انتخابی نیز عامل مهمی است. روش‌های جراحی متعددی، از جمله روش‌های anterior interhemispheric transcallosal، transcortical transventricular، contralateral infratentorial supracerebellar، posterior interhemispheric parasplenial و transsylvian transinsular توصیف شده‌اند. آناتومی ورید و تغییرات آن در اطراف superior parietal lobule باید قبل از جراحی برای مسیرهای بین نیمکره ای مورد توجه قرار گیرد. 6 ناحیه تشریحی تالاموس : منطقه 1: تومورهای تالاموس قدامی تحتانی (رویکرد زیر پیشانی سوپراکاروتید اوربیتوزیگوماتیک) روش Transrostral/Subfrontal Translamina Terminalis Approach :این رویکرد محدود به تومورهای نسبتاً کوچک تالاموس قدامی تحتانی است. رزکسیون کلی تومورهای بزرگ معمولاً مشکل ساز است و بدون عقب نشینی غیرمجاز (undue retraction) در ساختارهای عصبی عروقی طبیعی اطراف امکان پذیر نیست. این رویکرد مناسب نیست و مسیر orbitozygomatic را که در بالا مورد بحث قرار گرفت، رویکرد بهتری است. منطقه 2: تومورهای تالاموس داخلی رویکرد( Anterior Interhemispheric Transcallosal ) :مرکز تومور در ناحیه تالاموس قدامی و میانی قرار دارد و به سطح pial دیواره بطن سوم می رسد روش Suprapineal Recess/Supracerebellar Transventricular: از معایب این روش می توان به آسیب پذیری habenula، رگ Galen و quadrigeminal plate اشاره کرد. منطقه 3: تومورهای تالاموس جانبی روش (Contralateral Anterior Interhemispheric Transcallosal Approach) نتیجه از رویکرد طرف مقابل (contralateral approach)، از طریق این اپروچ یک مسیر عرضی جانبی امکان پذیر (more feasible lateral cross-court trajectory) به سمت تالاموس جانبی به دست می آید. در هنگام برداشتن ضایعات تالاموس جانبی به دلیل مجاورت نزدیک کپسول داخلی باید احتیاط کرد.

12 تیر 1402
2 دقیقه

ناهنجاری کیاری

کیاری مالفورماسیون مجموعه ای از اختلالات مغز خلفی ( hidbrain) است که از هرنی تونسیل مخچه از سوراخ فورامن مگنوم تا آپلازی و آژنزی مخچه متغیر میباشد.در این مجموعه از اختلالات، علایم بالینی، یافته های تصویر برداری و جنبه های تکنیکال برای فشاربرداری (decompression) مختلفی در هر نوع از کیاری وجود دارد.  چندین نوع دارد. تیپ یک : پایین آمدن تونسیل مخچه از فورامن مگنوم  5 میلیمتر یا بیشتر که سیرنگومیلیا است . علایم بصورت سردردی در پشت سر و گردن که با سرفه یا عطسه یا زورزدن ایجاد میشود و بلافاصله بعد از پایان آن ها، پایان میابد. در نوزادان و کودکانی که نمیتوانند درد خود را بیان کنند علایم آن شامل بیقراری و گریه است.نشانه های این بیماران شامل: آتاکسی، هایپررفلکسی، آتروفی، ضعف عضلانی، و اختلال عملکردی اعصاب مغزی تحتانی و  از دست رفتن حس شال, اختلال حس دمایی و لمس فقط در سطحی مشاهده میشود که مسیر اسپاینوتالامیک تحت فشار قرار گرفته است.تصویر برداری انتخابی در این بیماران MRI است. در افراد نرمال و بدون علامت تونسیل مخچه میتواند تا 3 میلیمتر به پایین تر از فورامن مگنوم آمده باشد. زمانی میگوییم فتق تونسیلار رخ داده است که این پایین آمدگی 5 میلیمتر یا بیشتر باشد و در پایین آمدگی در حد فاصل 3 تا 5 میلیمتر را Borderline میگوییم.علاوه بر محل قرار گیری نوک تونسیل، شکل آن نیز مهم است. تیپ 2 : در همراهی با میلیودیسپلازی و هیدروسفالی دیده و ساختارهایی که هرنی میابند شامل:الف) ورمیس مخچه ب)ساقه ی مغزی  ج) بطن چهارم هستند. علاوه بر ساختمان های عصبی مذکور ساختار های همراه آن ها نیز مانند شبکه ی کورویید، شریان بازیلار و PICA میتوانند به پایین جابجا شوند. بیماران در 5 سالگی دچار علایم ناشی از ساقه ی مغزی و یک سوم از آن ها ثانویه به نارسایی تنفسی میمیرند.از اختلال عملکرد زوج 9 و 10 مغزی دارند که میتواند تنفس، بلع و عملکرد طناب های صوتی است که میتواند در همراهی با استریدور، اپیستوتونس ونیستاگموس باشد. با طویل شدن و جابجایی به پایین ورمیس مخچه و ساقه ی مغزی، همراه با میلیومننگوسل در تمام بیماران و هیدروسفالی در اغلب بیماران و نیز وجود سیرنگومیلیا بویژه در بخش پایین نخاع گردنی بطور شایع مطرح میشود. تیپ 3 :مخچه و ساقه ی مغزی به داخل انسفالوسل قرار گرفته داخل حفره ی خلفی فتق پیدا میکند. تشخیص افتراقی این نوع از کیاری، میلومننگوسل بخش فوقانی نخاع گردنی است . تیپ 4 : آپلازی یا هایپوپلازی مخچه میباشد واندازه ی حفره ی خلفی نرمال است و هیچگونه هرنی مخچه ای وجود ندارد. تیپ 0:سیرنگومیلیا بدون وجود هرنی تونسیلار میباشد که به فشاربرداری حفره ی خلفی به خوبی پاسخ میدهد. تیپ 1.5: تونسیل مخچه با همراه با ساقه ی مغزی از فورامن مگنوم هرنی میکند

0 لایک
0 نظر
دانلود

نویسندگان

خانه

دوره‌های آموزشی

مقالات

حساب کاربری