Epilepsy ( صرع)
خلاصه مقاله
اپی لپسی عبارت است از هر نوع فعالیت همزمان و غیرطبیعی ناگهانی به صورت موضعی یا منتشر در گروههای نورونی سلسله اعصاب مرکزی که ممکن است همراه با یک سری حرکات، احساسات و تغییرات سیستم عصبی خودمختار در فرد اپی لپتیک باشد. در صورت بروز این فعالیت ناگهانی به صورت موضعی، آن را اپی لپسی موضعی و در صورت بروز این فعالیت ناگهانی به صورت منتشر و در تمام مغز، آن را اپی لپسی عمومی می خوانند.
#NeuroQuestion
#NQ
#Epilepsy
🔦تعریف
اپی لپسی عبارت است از هر نوع فعالیت همزمان و غیرطبیعی ناگهانی به صورت موضعی یا منتشر در گروههای نورونی سلسله اعصاب مرکزی که ممکن است همراه با یک سری حرکات، احساسات و تغییرات سیستم عصبی خودمختار در فرد اپی لپتیک باشد. در صورت بروز این فعالیت ناگهانی به صورت موضعی، آن را اپی لپسی موضعی و در صورت بروز این فعالیت ناگهانی به صورت منتشر و در تمام مغز، آن را اپی لپسی عمومی می خوانند.
🔦Temporal Lobe Epilepsy(TLE)
صرع لوب گیجگاهی یا صرع لوب تمپورال یک اختلال مزمن دستگاه عصبی است که با تشنج های کانونی مکرر و غیرقابل تحریک مشخص میشود که از لوب گیجگاهی مغز منشأ گرفته و حدود یک یا دو دقیقه نیز طول میکشد. این نوع صرع شایعترین شکل صرع با تشنج کانونی میباشد. تشنج کانونی در لوب گیجگاهی ممکن است به نواحی دیگر مغز نیز سرایت کند، در صورت این سرایت به تشنج کانونی دو طرفه تبدیل خواهد شد.
📃شیوع
طبق آمارهای سازمان بهداشت جهانی حداقل 50 میلیون مبتلا به صرع در جهان زندگی می کنند. شیوع اپی لپسی در کشور ما بدلایل مختلف ازجمله مسائل عفونی ، ژنتیک و ضربه ها بین 5 تا 10 درصد می باشد.
📋علائم Epilepsy
🧠تشنج بدون افزایش دما (بدون تب)
🧠حمله تشنجی کوتاه یا اختلال حافظه
🧠تشنجهای مکرر که در آن فرد کنترل مثانه و روده خود را از دست داده و پس از آن دچار خستگی مفرط میشود.
🧠 به مدت کوتاهی فرد به سؤالات و فعالیتهای اطراف واکنشی نشان نمیدهد.
🧠فرد بدون دلیل واضحی به زمین میافتد.
🧠فرد بدون وجود محرک مشخصی شروع به چشمک زدنهای شدید میکند.
🧠 مشکلات بلع بدون داشتن دلیل مشخص
🧠 به مدت کوتاهی فرد خیره شده و قادر به برقراری ارتباط نیست.
📝پاتوفیزیولوژی
فرد مبتلا به صرع به طور مکرر دچار تشنج میشود. هر عملکردی در بدن با سیستم پیام رسانی در مغز تحریک میشود. صرع زمانی اتفاق میافتد که این سیستم به دلیل خطای فعالیتهای الکتریکی در مغز مختل شود. در بسیاری از موارد، علت اصلی ابتلا به صرع هنوز ناشناخته است. برخی افراد به دلیل وجود برخی عوامل ژنتیکی ممکن است به صرع مبتلا شوند. برخی عوامل که ممکن است احتمال ابتلا به صرع را افزایش دهند عبارتند از:
👈آسیبدیدگی سر به عنوان مثال در هنگام حوادث رانندگی
👈بیماریهای مغزی مانند سکته ی مغزی یا تومور های مغزی
👈 بیماریهای عفونی به عنوان مثال ایدز و انسفالیت ویروسی
👈آسیبهای پیش از تولد یا آسیبدیدگیهای مغزی قبل از تولد
👈 اختلالات رشدی به عنوان مثال اوتیسم یا نوروفیبروماتوز، احتمال بروز این عارضه در کودکان زیر ۲ سال یا بزرگسالان بالای ۶۵ سال بیشتر از سایرین است.
چیزی که فرد مبتلا به صرع در هنگام تشنج تجربه میکند به محل آسیبدیدگی مغز و میزان و سرعت گسترش آن از ناحیه آسیبدیده بستگی دارد.
🔦علائم و انواع TLE
هنگامی که تشنج در لوب گیجگاهی شروع میشود، اثرات آن به محل دقیق نقطه مبدأ، آن بستگی دارد.
تشنجهای کانونی
تشنج های کانونی در لوب گیجگاهی نواحی کوچکی از لوب مانند آمیگدال و هیپوکامپ را درگیر میکنند.
طبقهبندی جدیدتر دو نوع تشنج با شروع کانونی را بهعنوان آگاهی کانونی و اختلال آگاهی کانونی ارائه میکند.
آگاهی کانونی به این معنی است که سطح هوشیاری در طول تشنج تغییر نمیکند. در صرع لوب گیجگاهی، تشنج کانونی معمولاً فقط باعث ایجاد احساسات غیرطبیعی میشود.
این احساسات ممکن است شامل موارد زیر میباشد:
👈احساس ناگهانی ترس و اضطراب بیدلیل
👈حالت تهوع
👈توهمات شنوایی، بینایی، بویایی
👈احساسات ناخوشایند یا سرخوشی، ترس، خشم و سایر احساسات نیز ممکن است رخ دهد. اغلب، بیمار نمیتواند احساسات را توصیف کند.
تشنجهای کانونی گاهی «آئورا» نامیده میشوند که بهعنوان علامت هشدار دهنده تشنج بعدی میباشند.
💿Imaging
شیوه تشخیص صرع لوب گیجگاهی میتواند شامل روشهای زیر باشد؛
👉CT scan
👉MRI
👉EEG
👉PET
👉MEG
تصویربرداری MRI به منظور بررسی لوب تمپورال در نمای کرونال ابلیک و با کنتراست T2FLAIR تهیه می شود افزایش سیگنال در لوب تمپورال و مخصوصا در هیپوکامپ سمت درگیردیده می شود و در تصاویر 3D T1 کاهش حجم و عریض شدن شاخ تمپورال بطن طرفی در سمت درگیر دیده می شود.
💊Management
بسیاری از داروهای خوراکی ضد تشنج برای مدیریت تشنجهای لوب تمپورال در دسترس هستند. اکثر داروهای ضد تشنج با کاهش تحریک نورونها عمل میکنند، به عنوان مثال، با مسدود کردن کانالهای سدیم سریع یا کند یا با تعدیل کانال های کلسیم یا با تقویت مهار نورونها، به عنوان مثال با تقویت اثرات انتقال دهندههای عصبی بازدارنده مانند گاما آمینوبوتریک اسید.
گردآوری و تنظیم: الهه حسینی
ادیت: دکتر فرزان فهیم
#Neurosceince🧠
#Neurology🧠
🆔 @Neurosurgery_association
مقالات مرتبط
مننژیوما
مننژیوما یکی ازتومورهای اولیه سیستم عصبی مرکزی است که در نخاع یا مغز بروز میکند و منشأ تومور از سلولهای مننژ و عنکبوتیه است. این تومور معمولاً خوشخیم است.تشعشعات یونیزان ، ریسک بیماری را از شش تا ده برابر بیشتر است. سندروم ارثی میتوانند زمینه را برای بروز مننژیوما فراهم کنند.مانند نوروفیبروماتوز نوع 2 (NF2) , Li-Fraumeni، Gorlin، von Hippel-Lindau، بیماری Cowden و نئوپلازی غدد درون ریز متعدد (تیپ1). هورمونهای جنسی بهعنوان عوامل خطر دیگر برای ایجاد مننژیوم مطرح میشوند. افزایش بروز بیماری پس از بلوغ در زنان (2:1 در مقابل مردان) و همچنین در طول دوره باروری (حدود 3:1) مطرح کننده این موضوع میباشد. ویژگی بافت شناسی پاتوگنومونیک مننژیوم، تشکیل whorls است که در نهایت به اجسام پساموما تبدیل می شوند. نشانگرهای ایمونوهیستوشیمی برای شناسایی مننژیوم عبارتند از: آنتی ژن غشای اپیتلیال، گیرنده سوماتوستاتین 2A، گیرنده پروژسترون و گیرنده استروژن ؛ آنتی ژن غشای اپیتلیال میباشد. WHO براساس ویژگی های هیستوپاتولوژیک: فعالیت میتوز ، تهاجم مغزی، و یا حداقل سه ویژگی تهاجمی دیگر مانند sheeting ، نسبت هسته به سیتوپلاسم بالا، هسته برجسته، سلولاریتی بالا و نکروز خود به خودی ، مننژیومها را طبقه بندی کرده و سه درجه بدخیمی را ذکر کرده است: مننژیوم های درجه یک می توانند طیف وسیعی از الگوهای بافت شناسی مختلف را ارائه دهند این الگوها عبارتند از: مننژوتلیال و فیبروز ، انتقالی، psammomatous,، angiomatous,، microcystic,، ترشحی، غنی از لنفوپلاسمیت و متاپلاستیک. از معیارهای طبقه بندی طیف درجه 1 : نرخ میتوز پایین، 4 در 10 HPFs و عدم تهاجم مغزی میتوان اشاره کرد. مننژیوم درجه 2 حداقل 3 ویژگی از ویژگی های زیر است: افزایش سلولاریتی، سلول های کوچک با نسبت بالای هسته به سیتوپلاسم، هسته برجسته، رشد مداوم بدون الگو یا رشد ورقه مانند، و کانون های نکروز خود به خود یا جغرافیایی. این طیفمی توانند بافت شناسی سلولی واضح و کوروئیدی داشته باشند. مننژیوم درجه 3 با ویژگی های بافتی بدخیمی تعریف میشود. چنین ویژگی هایی شامل سیتولوژی بدخیم (مانند ظاهری شبیه به سارکوم، کارسینوم یا ملانوم) یا شاخص میتوزی بالا است. زیرگروه هایی که دارای پتانسیل بیشتری برای تکثیر هستند، با درجه های II و III همراه هستند. اکثرا بدون علامت هستند ولی به محل درگیری ارتباط دارند. مننژیوم ها در تمام قسمت های جمجه یافت میشوند؛ خصوصا در ناحیه پاراساژیتال، و به دنبال آن فاکس، سینوس کاورنوس، توبرکلوم سلا، Lamina Cribrosa، تورامن مگنوم و Torcular Zones. علائمی همچون سردرد ، نقایص نورولوژیک کانونی یا تشنج عمومی و جزئی ، تیپیکال هستند. تغییرات شخصیتی، سردرگمی و تغییر سطح هوشیاری را میتوان مشاهده کرد و ممکن است به اشتباه به عنوان زوال عقل یا افسردگی تشخیص داده شود. مننژیوم های ستون فقرات اغلب در ناحیه توراسیک قرار دارند. هر فردی که اخیراً تشنج های او شروع شده یا علائم عصبی کانونی دارد که احتمال میرود با توده داخل جمجمه ارتباط داشته باشد، باید تحت تصویربرداری رزونانس مغناطیسی از مغز قرار گیرد. تشخيص آن راديولوژيك است و اگر تصويربرداري قویا حاكي از مننژيوم باشد، بيوپسي(روش تشخیص قطعی) اجباري نيست. در هر روش تصویربرداری، مننژیوم ها ویژگی های بسیار مشخصی را نشان می دهند که امکان تشخیص دقیق آنها را فراهم می کند و امروزه حتی سرنخ هایی برای تشخیص های بافت شناسی نیزارائه میدهند. بیشتر توده های کانونی و خارج محوری مننژیوم هستند و گاهی اوقات وجود جریان(شکاف) CSF در مجاورت تومور دیده می شود. تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) روش استانداردی برای تشخیص رادیولوژیکی و نظارت بر مننژیوم است. میتوان از آن برای افتراق بین عود مننژیوم های تحت درمان با جراحی و تغییرات رادیولوژیک مرتبط با درمان (مانند ضخیم شدن دورا) استفاده کرد. در CT، کلسیفیکاسیون داخل ضایعه تغییرات استخوانی(هیپراستوز)، افزایش علائم عروقی و کلسیفیکاسیون پساموماتوز نیز دیده میشود. در اسکن های CT و MRI، مننژیوم ها به صورت بدون تکیه و یا ساقه دار(dural tail) با ظاهری ایزودنس و لکه مانند(به دلیل تشکیل عروق) دیده میشوند. مننژیوم خوش خیم دارای dural tail ضخیم و تقویت کننده کنتراست خواهد بود.نکروز مرکزی (hypointense T1، غیر تقویت کننده) را می توان در هر دو مننژیوم خوش خیم و بدخیم مشاهده کرد. درگیری عروق مغزی یک ویژگی شایع است، به ویژه برای مننژیوما های قاعده جمجمه، که ممکن است به شریان های کاروتید و بازیلار یا شاخه های آنها نزدیک شود. برای مننژیوم قاعده جمجمه، 18-fluoro-ethyl-tyrosine PET می تواند به تشخیص کمک کند. سایر تشخیصهای افتراقی شامل دیگر بیماریهای عفونی، التهابی یا نئوپلاستیک است که دورا یا فضای ساب دورال را درگیر میکنند، مانند متاستاز سایر تومورها، پلاسماسیتوما، لنفوم، تومور فیبری منفرد، گلیوسارکوم، سارکوئیدوز، گرانولوماتوز و سل. درمان 1)جراحی: برای تومورهای در حال رشد و علامت دار، استاندارد مراقبت یک رویکرد جراحی است. مکان نوروآناتومیک تومر، رویکرد جراحی را تعیین میکند؛ به طور مثال تومورهای پاراساژیتال ، با وجود سطحی بودن اما به دلیل درگیری سینوس ساژیتال ، پیچیده محسوب میشوند. تکنیکهای جدید جراحی شامل رویکردهای آندوسکوپی، جراحی هدایتشده با تصویر، مانیتورینگ عصبی، یا استفاده از ناوبری حین عمل و سیستمهای نوری است که امکان تجسم گستردهتر حین عمل را فراهم میکند. روش های آندوسکوپی از طریق حفره بینی برای درمان مننژیوم های موضعی در شیار بویایی، planum sphenoidale و tuberculum استفاده شده است.رادیوتراپی کمکی با هدف کاهش خطر عود و بهبود کنترل موضعی، مفید است. هنگامی که تومور برداشته می شود، از نوعی چسب برای جایگزینی دورا استفاده می شود. گسترش میزان برداشت(برش) از بافت با درجه سیمپسون اندازه گیری می شود و در پنج دسته قرار میگیرند: 1. برداشتن کامل، با برداشتن دورا و استخوان 2. برداشتن کامل کامل با انعقاد دورال 3. برداشتن ماکروسکوپی، بدون برش دورال یا انعقاد 4. برداشتن ساب توتال 5. بیوپسی جراحی می تواند عوارض عصبی، عصبی شناختی و عملکردی ایجاد کند و کیفیت زندگی این بیماران را محدود می کند. 2)پرتو درمانی: اگر برداشتن ساب توتال یا عوارض عمل جزء پیامدهای احتمالی باشد، باید به عنوان یک رویکرد درمانی اولیه در نظر گرفته شود. و برای کنترل رشد موضعی تومور استفاده میشود. در مننژیوم های درجه 1 در صورت برداشت ناقص در مناطق پرخطر مانند سینوس کاورنوس میتواند از رادیوتراپی استفاده کرد. در مننژیوم های درجه دو، نقش پرتودرمانی کمکی هنوز بحث برانگیز است، اما در موارد برداشت ناقص می توان آن را مد نظر قرار داد. مننژیوم درجه III با خطر بالاتر عود بعد از برداشتن همراه است، بنابراین رادیوتراپی با دوز بالا بعد از عمل استاندارد مراقبت است و با بهبود کنترل موضعی در ارتباط است. 3)درمان های سیستمیک: عوامل شیمی درمانی سیتوتوکسیک بررسی شده اثربخشی محدودی داشته اند و با دستورالعمل های اجماع توصیه نمی شوند.
آستروسیتوم آناپلاستیک
Astrocytoma شایع ترین نوع گلیوم است که معمولاً مغز و گاهی اوقات نخاع را درگیر می کند. علت دقیق آستروسیتوم آناپلاستیک ناشناخته است.در نوروفیبروماتوز نوع I، سندرم Li-Fraumeni و توبروس اسکلروزیس با فراوانی بیشتری رخ می دهد. اکثریت قریب به اتفاق آستروسیتوم ها به فرزندان منتقل نمی شوند. تأثیر سن بر survival تنها برای 2 سال اول پس از تشخیص وجود دارد. Direct Invasion و رقابت برای اکسیژن است که منجر به آسیب hypoxic به پارانشیم طبیعی مغز می شود. رادیکال های آزاد، انتقال دهنده های عصبی و مدیاتور های التهابی نیز مسئول ایجاد اختلال در هموستاز هستند. Mass Effect ناشی از تومور نیز مسئول علائم و بالینی مختلف است. Anaplastic Astrocytoma : در بزرگسالان - فقدان تکثیر اندوتلیال - Grade III . علائم General شامل سردرد ، حالت تهوع، استفراغ، مشکلات شناختی، تغییرات شخصیتی و اختلالات راه رفتن است. علائم Focal شامل تشنج، آفازی یا نقص میدان بینایی است. تشنج در حدود 90 درصد از بیماران درجه پایین رخ می دهد. یک neurological examination کامل همیشه ضروری است. ایید محل دقیق تومورها باید با تصویربرداری عصبی انجام شود. MRI بهترین روش تصویربرداری برای تشخیص است. تا حد امکان باید از کنتراست Gadolinium استفاده شود. در صورت وجود هرگونه منع برای MRI ، ممکن است CT scan انجام شود. در صورت یافتن تومور، جراح مغز و اعصاب باید biopsy از آن را انجام دهد. Standard of care: برداشتن تومور با جراحی و به دنبال آن EBRT و temozolomide 1 تا 1.5 ساعت قبل از radiation. پس از پرتودرمانی: تموزولوماید را با دوزهای بالاتر یا PVC (پروکاربازین، لوموستین، وین کریستین). تشخیص افتراقی :Glioblastoma multiforme - Brain metastasis - Brain abscess -Oligodendroglioma - Encephalitis - Multiple sclerosis - Primary CNS lymphoma - Toxoplasmosis